فن سخن و بيان -راهکارهاي ساده براي جاري شدن کلام !!
"
در وضعيتي که شما احساس مي کنيد راجع به موضوع مورد بحث چيزي نمي دانيد بايد با حرفي سکوت و سردي بين خود و نفر مقابل را بشکنيد و بحث را شروع کنيد. در اين حالت چه مي کنيد ؟! اولين قانون براي شروع گفتگو : 1- بخواهيد که درباره ي موضوع اصلي صحبت کنيد نه حاشيه : 1-1 در محيط کاري : اگر شما با يک بازارياب حرفه اي طرف هستيد ، او هر طور شده رشته کلام را به دست مي گيرد تا به هر صورت محصول خود را ارائه دهد ، به ياد داشته باشيد او هيچ وقت شما را در موقعيتي قرار نمي دهد که کلمه بله يا خير را در مورد تاييد يا عدم تاييد جنس مورد نظر بگوييد . به طور مثال شما هرگز از دهان آنها اين حرف را نمي شنويد که : آيا مي خواهيد اين بيمه را بخريد ؟!حتي اگر با خريد مخالفت کنيد باز هم پافشاري او بيش ترشده و با با عباراتي مثل : شما اصلا" در مورد اين بيمه چيزي مي دانيد ؟!! و در اين وقت است که او قاطعانه پاسخ شما را خودش مي دهد " نه هيچي نمي دانيد " و يک سري چيزهايي بيان مي کنند که شايد در نهايت هيچ ربطي به موضوع اصلي نداشته باشد ، در اين حالت فروشنده راحت مي تواند به هدف اصلي خود برسد و بحث را ببندد. اين بازارياب ها سوالاتي مي کنند تا شما را به اهداف و پيش بيني هاي ذهن خود نزديک کرده و چون شما در موقعيت يک فروشنده نيستيد ، بالاخره راضي به خريد مي شويد ! بنابراين موضوع اصلي بحث را فراموش نکنيد. 2-1- اين حالت در موقعيت هاي روزمزه اجتماعي چگونه مي شود ؟ فرض کنيد سر ميز شام هستيد با دوستانتان ، شما نبايد فقط بگوييد " اين مرغ چقدر خوشمزه است !" بلکه با اضافه کردن کلماتي به سوال خود منتظر پاسخي مي مانيد ! بطور مثال " اين مرغ چقدر خوش مزه است بصورت دلمه در يک شب ديگر بسيار لذيد مي شود ! بگوييد کي و کجا آن را درست کنيم و بخوريم ؟1! خوب ! سکوتي بين شما و آنها ايجاد مي شود که در حين اينکه آنها از درون از دست شما عصبي هستند ولي تنها شما آنها را مجبور کرديد که با خوشحال نشان دادن خود سعي کنند تنها نظر شما را بپذيرند و موضوع گفتگو شروع مي شود! مثال ديگر : شما مي خواهيد در مورد لباس يک خانم نظر دهيد و آن را کامل تر کنيد : شما نبايد بگوييد :" چه لباس قشنگي " خوب ، مطمئنا" او تنها پاسخ مي دهد " متشکرم! " بنابراين اين طور مي پرسيد :" چه لباس قشنگي ! از کجا خريده اي ؟ " ، در اين حالت پاسخ او کامل تر است و حداقل مي دانيد از کدام فروشگاه خريد کرده است ، پس اين طور ادامه مي دهيد و مي پرسيد : " آن فروشگاه کجاست ؟" و در ادامه مي گوييد" همسر من ( يا کس ديگر را مثال بزنيد ) از جاي ديگر خريد مي کند، من واقعا" لباسهاي سبک اصيل و رسمي را دوست دارم تقريبا" شبيه مدلهايي که درتلويزيون است ، شما ديده ايد ؟! " و به اين ترتيب گفتگو ادامه مي يابد ... 2- آرام و خونسرد باشيد : يک فرد خونسرد باعث آرامش فردمقابل هم مي شود ، هميشه باادب باشيد و با روي خوش ، ديگران هميشه با چنين کسي دوستانه برخورد مي کنند. 3- مي توانيد دقيقا" از جايي که هستيد شروع کنيد : به طور مثال اگر مورد اصلي بحث محيطي است که در آن هستيد اين طور مي گوييد : " چه دکور جالبي !" " نظر شما درباره ي رنگ آميزي آن چيست ؟!" نبايد دائم به آن چيزي که خودتان علاقه داريد اشاره کنيد ، نظر ديگران را بخواهيد تا پاسخي هم از آنهاداشته باشيد واين چنين است که ناخودآگاه گفتگو شروع مي شود. اگر در موقعيتي قرار بگيريد که به عنوان نقد کننده خبري هستيد بازهم نظر ديگران را بپرسيد و آنها را در بحث سهيم کنيد. در باره ي موضوعي که ممکن است کسي ناراحت شود بحث نکنيد چرا که خيلي موضوعات عادي و عمومي هستند که افراد مي توانند بدون ايجاد دلخوري در مورد آنها گفتگو کنند. در واقع مهم اين است که به طريقي آنها را درگير بحث کنيد و محاوره به خودي خود ادامه مي يابد. به ياد داشته باشيد اگر بين افراد ، سکوتي حاکم شود آنها چون هنر شروع کردن بحث را ندارند ، خيلي خوشحال مي شوند که کسي مثل شما بتواند گفتگو را آغاز کند. مردمان
|
|